ارزیابی سیترینوویچ از شکست راهبردی سیاست های نتانیاهو علیه ایران

مقام امنیتی اطلاعاتی اسرائیل در تحلیلی در واکنش به ارزیابی باراک راوید از کارنامه بنیامین نتانیاهو در قبال ایران، با تأکید بر شکست راهبردی سیاست‌های اسرائیل، نوشت که نتانیاهو طی

به گزارش تحریریه، «دنی سیترینوویچ» رئیس پیشین بخش ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل (آمان)، در تحلیلی در واکنش به ارزیابی باراک راوید از کارنامه بنیامین نتانیاهو در قبال ایران، با تأکید بر شکست راهبردی سیاست‌های اسرائیل، نوشت که نتانیاهو طی سال‌های گذشته نه‌تنها نتوانسته است تهدید هسته‌ای ایران را از میان ببرد، بلکه تصمیم‌ها و رویکردهای او به شکل‌گیری وضعیتی کمک کرده‌اند که می‌تواند خطر دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را بیش از گذشته افزایش دهد.

سیترینوویچ در تشریح ابعاد این ناکامی، خروج دولت ترامپ از توافق هسته‌ای بدون ارائه راهبردی جایگزین را یکی از اشتباهات ویرانگر سیاست آمریکا و اسرائیل دانست؛ تصمیمی که به گفته او، به‌جای مهار برنامه هسته‌ای ایران، زمینه پیشرفت بیشتر آن و دستیابی تهران به ظرفیت‌های غنی‌سازی بالاتر را فراهم کرد.

او همچنین استدلال کرد که ادعاهای مطرح‌شده برای توجیه جنگ‌های گذشته، مبنی بر اینکه ایران در آستانه دستیابی به سلاح هسته‌ای و تهدید موجودیت اسرائیل قرار داشت، با واقعیت‌های موجود انطباق روشنی نداشته است. به باور این تحلیلگر، بزرگ‌نمایی تهدید هسته‌ای بدون ارائه شواهد قانع‌کننده، نمی‌تواند جایگزین ارزیابی دقیق از وضعیت برنامه هسته‌ای ایران و پیامدهای راهبردی تصمیم‌های اتخاذشده شود.

سیترینوویچ با اشاره به دوره ریاست‌جمهوری حسن روحانی، تأکید کرد که خروج از توافق هسته‌ای به تضعیف جریان عمل‌گرا در ایران و تقویت نیروهای مخالف تعامل با غرب کمک کرد. از نگاه او، این تحول فرصت شکل‌گیری یک مسیر سیاسی متفاوت در داخل ساختار جمهوری اسلامی را محدود کرد و به تقویت این دیدگاه در تهران انجامید که مذاکره و توافق با غرب لزوماً نمی‌تواند منافع امنیتی ایران را تضمین کند.

این پژوهشگر مسائل ایران همچنین معتقد است که مجموعه اقدامات اسرائیل، از ترور دانشمندان و هدف قرار دادن تأسیسات هسته‌ای گرفته تا مخالفت مستمر با راه‌حل‌های دیپلماتیک، نتوانسته است برنامه هسته‌ای ایران را متوقف کند. در مقابل، این اقدامات ممکن است انگیزه تهران برای پیشبرد برنامه هسته‌ای و بازنگری در محاسبات امنیتی خود را افزایش داده باشند.

او در ادامه، حذف رهبر ایران را یکی از نقاط عطف خطرناک این روند توصیف کرد و هشدار داد که کنار رفتن رهبر پیشین ایران، برخلاف انتظارات احتمالی طراحان این سیاست، لزوماً به روی کار آمدن رهبری میانه‌روتر منجر نمی‌شود. به ارزیابی او، این تحول می‌تواند زمینه را برای افزایش نفوذ سپاه پاسداران و تقویت رویکردهای تندروانه در ساختار قدرت ایران فراهم کند؛ به‌ویژه اگر رهبران جدید به این نتیجه برسند که تنها برخورداری از سلاح هسته‌ای می‌تواند بقای نظام را تضمین کند.

سیترینوویچ همچنین میان اهداف اعلام‌شده جنگ‌ها و نتایج عملی آنها تمایز قائل شد. به گفته او، در حالی که هدف اصلی باید مهار برنامه هسته‌ای ایران و رسیدگی به ذخایر اورانیوم با غنای بالا می‌بود، نتانیاهو در جنگ فوریه ۲۰۲۶ تمرکز خود را به سمت سرنگونی حکومت ایران سوق داد؛ هدفی که تحقق آن از طریق حملات هوایی و تحریک ناآرامی‌های داخلی، بدون وجود یک راهبرد سیاسی و عملیاتی واقع‌بینانه، بسیار دشوار بود.

در همین زمینه، او به حدود ۴۵۰ تا ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده تا سطح ۶۰ درصد اشاره کرد که به گفته او، در جنگ اخیر مسئله آن به‌طور مؤثر حل‌وفصل نشد. این ذخایر، به دلیل سطح بالای غنی‌سازی، از مهم‌ترین موضوعات باقی‌مانده در پرونده هسته‌ای ایران به شمار می‌روند؛ هرچند تبدیل اورانیوم با این سطح غنا به مواد مورد استفاده در سلاح هسته‌ای و ساخت خود سلاح، همچنان به مراحل فنی دیگری نیاز دارد.

این تحلیلگر در ارزیابی پیامدهای جنگ اخیر هشدار داد که ایران اکنون ممکن است بیش از گذشته به این جمع‌بندی برسد که برای جلوگیری از حملات آینده و تضمین بقای خود، باید مسیر دستیابی به سلاح هسته‌ای را به‌صورت علنی و جدی دنبال کند. به این ترتیب، سیاستی که قرار بود تهدید هسته‌ای ایران را برطرف کند، ممکن است به تقویت انگیزه‌های امنیتی و سیاسی برای حرکت به سوی تسلیحاتی شدن برنامه هسته‌ای بینجامد.

از نگاه سیترینوویچ، مسئله اصلی این است که پس از سال‌ها فشار، عملیات نظامی و صرف هزینه‌های سنگین انسانی، اقتصادی و دیپلماتیک، هنوز نه تهدید هسته‌ای ایران به‌طور قطعی برطرف شده و نه تغییر حکومت در این کشور تحقق یافته است. در عوض، احتمال دارد تهران با رهبری جدید و محاسبات امنیتی متفاوت، بیش از گذشته به ضرورت دستیابی به بازدارندگی هسته‌ای باور پیدا کند.

او در نهایت، رویکرد نتانیاهو را نمونه‌ای از شکست راهبردی دانست؛ شکستی که در آن، ابزارهای نظامی بدون دستیابی به اهداف سیاسی پایدار به کار گرفته شده‌اند و خطر آن وجود دارد که نتیجه نهایی، نه کاهش تهدید ایران، بلکه شکل‌گیری ایرانی مصمم‌تر برای حرکت به سوی سلاح هسته‌ای باشد.

سیترینوویچ در این چارچوب هشدار می‌دهد که طرح دوباره گزینه جنگ، بدون روشن شدن اهداف نهایی، پیامدهای احتمالی و راهبرد خروج از بحران، می‌تواند هزینه‌های سنگین‌تری بر اسرائیل تحمیل کند؛ بی‌آنکه تضمینی برای حل مسئله هسته‌ای ایران وجود داشته باشد.

جمع‌بندی این ارزیابی روشن است: از دید این تحلیلگر، کارنامه نتانیاهو در قبال ایران را نمی‌توان صرفاً با تعداد عملیات نظامی یا میزان خسارت واردشده به تأسیسات هسته‌ای سنجید؛ معیار اصلی، این است که آیا این سیاست‌ها توانسته‌اند تهدید را به‌طور پایدار کاهش دهند یا برعکس، ایران را به تصمیمی خطرناک‌تر نزدیک کرده‌اند. از این منظر، نتیجه نگران‌کننده است: تهدیدی که قرار بود مهار شود، همچنان پابرجاست و ممکن است در آینده ابعاد پیچیده‌تر و خطرناک‌تری پیدا کند.

منبع: مشکات اندیشه

پایان/

۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰
کد مطلب: 36131

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =